پله

هرچند که پله پله بالا آمدن دمار از طاقت دل درآورده، اما انگار هر پله از قبل، یک پله به آنجا که تو هستی نزدیک‌تر است.  آن فدای این.

/ 20 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دورتر از همیشه

راستی چرا صدای سکوتتون رو برداشتین.خیلی قشنگ بود.سکوت زیبایی بود.

بی سر و پا

میگن وقتی آدم عاشق میشه دیگه دست از پا نمیشناسه.برای من یه جور دیگه شده.نه تنها دست از پا نمیشناسم که دست و پام رو گم کردم و به قولی بی سر و پا شدم. به نظر شما آدم بی سر و پا ارزشی داره؟به نظر من بستگی داره عاشق کی شده باشه.اگه عاشق معشوق حقیقی شده باشه که نه تنها سر و پا بلکه همه چیزشو میده.دیگه پله برای بالا رفتن نیاز نیست.مستقیم و بدون پله در یه چشم به هم زدن میری پیش خودش .به نظر من شما هم این قدر زحمت بیهوده نکشین و به دلتون فشار مضاعف وارد نکنین.راه رو پیدا کنین.

بی نام

میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصر بوی پیراهن، اگر قافله سالار شود

ايبيد

دو تا یکی بالا می روم پله های آسمان را ! بی ترس از قلم شدن چشم هایم در وصل نگاه تو

شاید انسان

درحسرت یک مصرع پرواز بلندست....مجموعه بر هم زده ی بال و پر من

آتش بی زبانه

چون صبح، زیر خیمهٔ دلگیر آسمان در آرزوی یک نفس بی‌غمانه‌ایم ما را زبان شکوه ز بیداد یار نیست هر چند آتشیم، ولی بی‌زبانه‌ایم.

من نه تو را گم کرده‌ام و نه خودم را؛ من آیین چنگ زدن را گم کرده‌ام؛ من آیین غرق شدن را فراموش کرده‌ام؛ من یادم رفته که اگر در دریا افتادم به ماهی‌ها و خرچنگ‌ها دست نیاندازم؛ حتی به پرنده‌های دریایی، حتی به قوهای وحشی هم نگاه نیاندازم؛ چنگ بزنم به تو و دیگر تمام...

سید محسن

به نام حضرت دوست سلام برادر خوشحال شدم از هم صحبتی با شما منتظر قدوم سبز شما هستم در پناه حضرت دوست

محسن گلی

لایـــــــــــــک